چهارشنبه ۲۶ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۰:۲۱
تنگه هرمز؛ ابزار راهبردی حفظ اقتدار ایران

عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق(ع) اعمال مدیریت هوشمندانه در تنگه هرمز را ابزار راهبردی به منظور حفظ اقتدار ایران توصیف کرد.

به گزارش خبرگزاری حوزه، دکتر روح‌الامین سعیدی طی سخنانی در نشست علمی "بررسی ظرفیت راهبرد کنترل تنگه هرمز و فشار بر بازار انرژی" که به همت اندیشکده نفت و انرژی دانشگاه امام صادق(ع) برگزار شد، با اشاره به این که ایجاد محدودیت تردد در تنگه هرمز، صرفاً یک اقدام موقتی یا واکنشی گذرا نبوده است، اظهار داشت: این اقدام در واقع بخشی از معماری قدرت ایران به منظور تحمیل اقتدار و اثرگذاری بر بازار انرژی بوده است؛ ایده‌ای که در ادبیات راهبردی، با مفهوم دوام اثرگذاری در دوره‌های مختلف معنا می‌یابد.

اهمیت روزافزون قدرت ژئوپلیتیکی

وی همچنین افزود: تا همین چند سال پیش بسیاری از تحلیلگران، صحبت از پایان نقش ژئوپلیتیک و جغرافیا به میان می آوردند و به اعتقاد آن ها، پیشرفت‌های ارتباطات، رسانه، حمل‌ونقل و فضای مجازی، توأم با توسعه تعاملات بدون مرز میان کشورها و کنشگران دولتی و غیردولتی، موجب شده بود جغرافیا ارزش سابق خود را از دست بدهد، با این وجود، این نگاه مطلق به پایان جغرافیا، در عمل با رخدادهای جدید از جمله در همین جنگ اخیر با چالش جدی همراه شده و برخی از تحلیلگران نظر دیگری دارند که باید به آن توجه شود.

عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق(ع) ادامه داد: در دوره جدید نیز همچنان خلق ثروت به روش‌های دیگری انجام می‌شود؛ از بازارهای بورسی و گردش سرمایه گرفته تا فناوری اطلاعات و ابزارهای دیجیتال. با این حال، بازگشت نقش جغرافیا در معادلات دنیای امروز، موضوعی قطعی‌تر از گذشته به نظر می‌رسد.

وی همچنین به جنگ روسیه و اوکراین و مسأله اختلافات ارضی اشاره کرد و گفت: رویدادهای این‌چنینی نشان دادند سرزمین و مرز همچنان در کانون تصمیم‌سازی باقی مانده‌اند و لذا باید گفت که ادعای حذف جغرافیا با واقعیت‌های صحنه و میدان، چندان همخوان نیست.

تغییر معنادار ساز و کار اقتصادی در جنگ قدرت

سعیدی در ادامه، به سازوکارهای اقتصادی و قواعد تنظیم‌کننده تجارت جهانی اشاره کرد و افزود: در سال های اخیر، قدرت‌های بزرگ با استفاده از چارچوب‌هایی همچون قوانین تجارت آزاد و نهادهایی از جمله WTO و بانک جهانی و دیگر ساختارها، نوعی رژیم تنظیم‌گری بر اقتصاد جهان ایجاد کرده بودند. این رژیم‌ها، به‌ویژه از مسیر تحریم‌ها و همچنین فرصت‌دهی به برخی بازیگران، در نهایت مسیر اقتصاد کشورهای پیرامونی را نیز شکل می‌داد. جالب این که حتی چین با وجود رشد و پیشرفت قابل توجه نیز در ساختارهای کلاسیک قدرت مثل گروه هفت قرار نگرفته و تلاش‌های متقابل برای مهار این کشور همچنان در دستور کار است.

وی در بخش دیگری از سخنان خود به منطق اثرگذاری از تنگه‌ها پرداخت و گفت: ایران با مسدودسازی تنگه هرمز، به عنوان یک قدرت میانی توانست بر اقتصاد جهانی اثر بگذارد؛ اثری که پیش‌تر در محاسبات دشمن کمتر جدی گرفته می‌شد.

عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق(ع) خاطرنشان کرد: ایران سال‌ها تحت سخت‌ترین تحریم‌ها قرار داشته و بسیاری از بازیگران حاضر نبودند نفت آن را خریداری کنند. اما در یک دوره کوتاه، پیامدهای اقتصادی این اقدام به شکل محسوس در بازارهای جهانی مشاهده شد.

وی افزود: در جریان این تغییر، حتی بخش‌هایی مانند بازار کود شیمیایی و مواد غذایی نیز تحت تأثیر قرار گرفتند و این نشان می‌دهد تنگه هرمز صرفاً یک گلوگاه نفتی نیست، بلکه با زنجیره‌های گسترده‌تر تجارت و امنیت اقتصادی جهان گره خورده است.

فهم غلط دشمن از توان ایران در انسداد تنگه

سعیدی تصریح کرد: یکی از سوءبرداشت‌های طرف مقابل این بود که تهدیدهای ایران درباره انسداد تنگه را صرفاً بلوف سیاسی می‌دانست و فکر می‌کرد که امکان عملیاتی شدن آن وجود ندارد، در حالی که ایران در بازه زمانی مورد اشاره به شکل هوشمندانه و کنترل‌شده اقدام کرد و همین موضوع به تغییرات جدی در قیمت‌ها انجامید. به عنوان مثال، قیمت نفت، میعانات گازی و LNG در وضعیت افزایش قرار گرفت و این روند بر بازار بورس و فضای اقتصادی نیز اثر گذاشت.

وی افزود: روایتی که از سوی برخی طرف‌ها مطرح می‌شد، این بود که ایران اصولاً قادر نیست در جغرافیای خود کاری انجام دهد؛ اما تحولات اخیر این روایت را تغییر داده به نحوی که حتی برخی طرف‌ها ناچار شده‌اند سناریوهای بدتری را برای بازار انرژی پیش‌بینی کنند. در برخی مواضع، مقامات آمریکایی ابتدا مدعی بودند تنگه باز می‌شود، اما بعدها با فشارهای مختلف دچار عقب‌نشینی شدند و روند بازارها از جمله قیمت نفت نیز در  مسیر افزایش قیمت ادامه یافت.

عامل مهمی در حفظ اقتدار ایران اسلامی

عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق(ع) همچنین ابراز داشت: آن چه مسلم است این که از منظر راهبردی، بستن تنگه هرمز یکی از ابزارهای تأثیرگذار برای ایران است و اگر به شکل درست و کارآمد از آن استفاده شود، می‌تواند بهره‌مندی‌های فراوانی برای کشور به همراه داشته باشد. با این وجود البته باید دانست که همه‌چیز فقط ابزار نیست و عامل‌های حقوقی و قراردادی نیز در کنار اثرگذاری میدانی نقش تعیین‌کننده ایفا می‌کنند.

وی با اشاره به این که در بسیاری از تنگه‌های دنیا، منافع کشورهای ذینفع در قالب قراردادهای مشخص و سازوکارهای تقسیم منافع تنظیم شده است، افزود: البته تنگه هرمز وضعیت متفاوتی دارد، به این خاطر که قرارداد روشن و تعریف‌شده‌ای میان ایران و عمان در این چارچوب وجود ندارد. بنابراین، ایران می‌تواند با تکیه بر مسیرهای حقوقی و اقدامات لازم، بخشی از وضعیت را به سمت تعیین گری دلخواه سوق دهد.

نگاهی اجمالی به کنوانسیون‌های دریایی

سعیدی همچنین با اشاره به کنوانسیون‌های مرتبط با عبور و مرور کشتی‌ها گفت بر اساس قواعد عام حقوق بین‌الملل دریاها، عبور و مرور در زمان صلح ذیل دو کنوانسیون بررسی می‌شود: کنوانسیون ۱۹۵۸ و کنوانسیون ۱۹۸۲. ایران در کنوانسیون ۱۹۵۸ عضویت دارد، اما عضو کنوانسیون دوم نیست. بر این اساس باید گفت طبق کنوانسیون ۱۹۵۸، کشتی‌ها در زمان صلح در صورتی که برای کشور ساحلی ضرری نداشته باشند می‌توانند از آب‌های سرزمینی عبور کنند و کشورهای ساحلی نیز نباید در عبور و مرور این کشتی‌ها مزاحمت ایجاد کنند.

وی سپس به موضع‌گیری ایران درباره نوع اجازه برای کشتی‌ها پرداخت و افزود: در نگاه ایران، حق عبور و مرور برای کشورهایی قائل است که امضاءکننده این معاهده باشند. نکته جالب توجه این که آمریکا عضو کنوانسیون ۱۹۵۸ نیست، اما به شکل عرفی بسیاری از قواعد عبور و مرور را پذیرفته و روند کلی تاکنون با همین چارچوب بدون وضع قواعد جدید پیش رفته است. با این حال، در مواردی که کشتی‌ها به آب‌های ساحلی نزدیک شده و هشدارها جدی گرفته نشده، اقداماتی انجام شده که در برخی نمونه‌ها منجر به بازداشت خدمه کشتی‌ها شده است.

وی ادامه داد: کنوانسیون ۱۹۸۲ نیز دولت ساحلی را ملزم می‌کند مزاحمت ایجاد نکند، اما امکان دریافت وجوهی برای تأمین امنیت عبور و مرور و خدمات ارائه‌شده را به دولت‌ها می‌دهد.

سعیدی با اشاره به اینکه برخی کشورها مانند مصر و ترکیه از این ظرفیت استفاده کرده‌اند، افزود: ایران نیز می‌تواند در آینده چنین مبنایی را عملیاتی کند. با این حال، این مقررات برای زمان صلح تدوین شده‌اند و همین تمایز زمانی در فهم راهبرد ایران اهمیت دارد.

رفتار هوشمندانه ایران در استفاده از برگ برنده‌ای به نام هرمز

وی همچنین خاطرنشان کرد که در مواجهه با وضعیت زمان جنگ، ایران به زعم خود می‌تواند کنترل تنگه را در چارچوب حقوقی و با استناد به عدم حق عبور و مرور برای کشتی‌های متخاصم توجیه کند. خوشبختانه در این مسیر ایران، هوشمندانه عمل کرده، هرچند برخی اظهارنظرهای نسنجیده برخی مسئولان می‌تواند به کاهش قیمت نفت و اثرگذاری محدودتر منجر گردد.

سعیدی همچنین بیان داشت: در موضوع تنگه، دو عامل به سود ایران است: خاک و کنترل‌پذیری، و دوم زمان. چون تنگه هرمز جزء خاک و قلمرو ایران است، ایران توان کنترل دارد و هرگونه تلاش برای ورود نیروهای آمریکایی به داخل سرزمین نیز می‌تواند خسارت جدی به همراه داشته باشد. اما از سوی دیگر، گذشت زمان به عنوان متغیر اقتصادی نیز عمل می‌کند و در نهایت می‌تواند به افزایش قیمت‌ها منتهی شود.

وی در خاتمه افزود: ابزار تنگه هرمز یکی از مؤلفه‌های اعمال قدرت است و استفاده از آن باید همراه با همکاری عمان و اقدامات حقوقی لازم پیش برود. در این میان، اگرچه تنگه تنها عامل نیست، اما می‌تواند در دوره صلح نیز همچنان یک ظرفیت راهبردی برای ایران باقی بماند.

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha